سوالات آیین نامه راهنمایی و رانندگی

دانلود نمونه سوالات تستی و تشریحی آیین نامه راهنمایی و رانندگی+جزوات

سوالات آیین نامه راهنمایی و رانندگی

دانلود نمونه سوالات تستی و تشریحی آیین نامه راهنمایی و رانندگی+جزوات

.در 300 سال آینده در جهان 2 کشور وجود خواهند داشت ایران و روم

Sometimes it is the smallest decisions that can change your life forever  .در 300 سال آینده در جهان 2 کشور وجود خواهند داشت ایران و روم  اخبار در 300 سال آینده در سال 2299...غیب کردن ..منجمدشدن رفتن به سیارات ..اینک مشروح اخبار ...در 300 سال آینده در جهان 2 کشور وجود خواهند داشت ایران و روم بازگشت دوران قدیم با قدرتی بسیار زیاد با اسلحه های پیشرفته آنزمان یکی از  اسلحه های انزمان شلیکهایی هست که انسان یا هر چیزی یخ می بندد و انرا منجمد می کند یخ ان تا 100 سال بصورت منجمد خواهد ماند زنده یا ماندن شانس می خواهد. اسلحه های جدید آنزمان یکی دیگر  به این صورت است که انسان را غیب می کند تا 100 سال نمی تواند از حالت غبیبی بیرون بیاید امکان زنده ماندن انسان در این حالت بسیار زیاد است. اسلحه دیگر اگر شلیک شود انسان را به سیارات دیگری می فرستد که در ان امکان حیات و زنده ماندن هست برگشت ان به زمین به صورت اتوماتیک پس از 100 سال انجام می شود. این بود اهم اخبار در 24 ساعت گذشته تاکنون...

اگر نوشتن کشف نمی شد هنوز هم آدمها مانند گذشته زندگی می کردند

 Don’t wait for extraordinary opportunities. Seize common occasions and make them great.اگر نوشتن و حرف زدن کشف نمی شد همه چیز در  زندگی  طبیعی بود و همه یکسان بودند  و همه  مثل  هم فقط  ای و خواب و غذا و 3ک3  می خواستند چیزی که  بشر  امروزی  به سختی  همه اینها را بئست می اورد همه یک شغل  داشتند  شکار  حیوانات ..هنوز هم آدمها مانند گذشته زندگی می کردند و آدمها هنوز مانند انسانهای  نخستین زندگی می  کردند و بدون ازدواج با هر کسی  زندگی می کردند و به هر کجای دنیا می رفتند. حالا معلوم نیست ادمهای 2 هزار سال پیش بیشتر از زندگی  لذت می بردند یا انسانهای کنونی به هر حال در ان دوران چیزی که معلومه به جنگلها می رفتند و با شکار زندگی می کردند دنیا برای همه ازاد بود و خیلی از ادمها راحت از هر مکانی به مکان دیگر از قاره ای به قاره دیگر کوج می کردند و با قبایل یا انسانهای  دیگر   زندگی می کردند اولین بار که ادمها نوشتن را یاد گرفتند و حرف زدن را یاد گرفتند ارام ارام مشکلاتشان زیاد شد نوشتن باعث شد  عقایدها و فکرهای ادمهایی که با هم جور در نمیاید  بجنگند و این نبرد  تا  دنیا  دنیاست  ادامه داره..

خدای نکرده زبانم لال زمین خورده اید و این زمین خوردن ممکن است به پا یا لگن

Do not follow where the path may lead.
 Go instead where there is no path and leave a traiLچگونه در زمینهای لیز و خیس بارانی زمین نخوریم؟ خدای نکرده لیز...چگونه در زمینهای لیز و خیس بارانی زمین نخوریم؟ اول از همه حادثه خبر نمی کنه ممکن است سالها در ان مسیر فرض کنیم کوجه یا خیابان گلی بارها و بارها رفته باشید اما هیجوقت سور نخورده اید.اما خدای نکرده یکروز که اصلا فکرش را هم نکرده اید ناگهان خدای  نکرده زبانم لال زمین خورده اید و این زمین خوردن ممکن است به پا یا لگن اسیب برساند حتی  شکستگی منحر شود البته اگر سن بالاتر باشد خطرش نیز بیشتر است پس باید بیشتر مراقب و مواظب بود یک لحظه با احتیات راه رفتن ارزشش را دارد ادم سالم بماند حتی اگر  دیرتان شده باشد  انوقت فکرش را بکنید  بیمارستان و بستری شدن و مخارج و اعضای خانواده هم درگیر می شوند انشالله که چنین جیزی هرگز  رخ  نمی دهد. 

کمک کن تا پیامهای مثبت همیشه در جهان جاری باشد

If you can’t be with your love, try to love who you are with. زیگمویند فروید پدر همه علمها به فرزندش آنا چی گفت؟ فروید به دخترش آنا گفت آنای عزیزم  آنای  قشنگم .. این 40 تا را به خاطر بسپار و انجام بده تا خوشبخترین مخلوق جهان باشی آنا در سن 28 سالگی با نصیحت های پدر بزرگتر دکتر  روانشناس  دنیا شد و خوشبختی را با  تمام  وجودش لمس می کرد. آنا به دیگران یاد می داد که چگونه در زندگی شاد تندرست و مهربان باشد...توصیه های فروید به دخترش زمانی که فروید (بزرگترین روانشناس دنیا) آنا دختر 16 ساله خودش رو ترک میکرد تا وی در زندگی استقلال پیدا کنه، تنها چهل نکته به او گوشزد کرد و به گفته خودِ آنا با اجرای این چهل نکته، او تونست با ایجاد آرامش در خود و در سن 28 سالگی بزرگترین نظریه پرداز روانشناسی شخصیت زمان خود بشه. این چهل نکته از این قراره: آنای عزیزم زندگی تو می‌تونه به زیبایی رویاهات باشه، فقط باید باور داشته باشی که می‌تونی کارهای ساده‌ای انجام بدی. هر روز این چهل نکته را به کار بگیر و از زندگی خود لذت ببر.


1- آب فراوان بنوش.
2- مثل یک پادشاه صبحانه، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخور.
3- بیشتر از سبزیجات استفاده کن.
4- با این 3 تا E زندگی کن: Energy انرژی ، Enthusiasm شور و اشتیاق ، Empathy دلسوزی و همدلی.
5- از ورزش کمک بگیر.
6- بیشتر بازی کن.
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوان.
8- روزانه 10 دقیقه سکوت کن و به تفکر بپرداز.
9- هفت ساعت بخواب.
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کن و در حین پیاده‌روی، لبخند بزن.

شخصیت:
11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکن، تو نمی‌دانی که بین آنها چه می‌گذرد.
12- افکار منفی نداشته باش، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کن.
13- بیش از حد توان خود کاری انجام نده.
14- خیلی خود را جدی نگیر.
15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکن.
16- وقتی بیدار هستی بیشتر خیال‌پردازی کن.
17- حسادت یعنی اتلاف وقت، تو هر چه را که باید داشته باشی، داری.
18- گذشته را فراموش کن و اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیار. این کار آرامش زمان حال تو را از بین می‌برد.
19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشی. نسبت به دیگران تنفر نداشته باش.
20- با گذشته خود رفیق باش تا زمان حال خود را خراب نکنی.
21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن تو نیست، مگر خود تو.
22- بدان که زندگی مدرسه‌ای است که باید در آن چیزهایی بیاموزی. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.
23- بیشتر بخند و لبخند بزن.
24- مجبور نیستی که در هر بحثی برنده شوی. زمانی هم مخالفت وجود دارد.

جامعه:
25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزن.
26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخش.
27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخش.
28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذران.
29- سعی کن حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنی.
30- اینکه دیگران راجع به تو چه فکری می‌کنند، به تو مربوط نیست.
31- زمان بیماری شغل تو به کمک تو نمی‌آید، بلکه دوستان تو به تو مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باش.

زندگی:
32- کارهای مثبت انجام بده.
33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجوی.
34- عشق درمان‌گر هر چیزی است.
35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
36- مهم نیست که چه احساسی داری، باید به پا خیزی، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنی.
37- مطمئن باش که بهترین هم می‌آید.
38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوی، باید از خدای خود شاکر باشی.
39- بخش عمده درون تو شاد است، بنابراین خوشحال باش.

آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:
40- کمک کن تا پیامهای مثبت همیشه در جهان جاری باشد

ساعت 3 نیمه شب بود هراسان از ترس فرار می کرد

Gods decide is out of our hindsight power but it is always beneficial for us هر جا که می رفت آن سایه شوم خونخوار دنبالش بود حتی یک لحظه هم از دستش در امان نبود دختر جوان از ترس هر چه در توان داشت می دوید در جنگل او گم شده بود ناگهان در جلوی خود یک مرد را دید هم ترسید هم خوشحال بود یکنفر مرد قوی هیکل داس در دست داشت دحتر از ترس چشمانش بیشتر گشاد شد و برق چشمانش در ان شب مهتابی برق می زد مرد به ان دختر گفت تو کی هستی این موقع شب اینجا جی کار می کنی جرا می دوی  ایا  حیوانی تو را تعقیب می کند دختر گفت پشت سرم را خوب نگاه کن ببین چی  میبینی مرد گفت چیزی  نمی بینم جراغ قوه خودش را روشن کرد خوب که نگاه کرد از لابلای شاخکها و برگهای درختان یک ادم شاخدار دید که زبانش بیرون امده بود و  2 عدد دندان تیزی در جلو داشت  پنجه های  او نیز همه  چنگال مانند بود مرد گفت تو فرار  کن من با این هیولا درگیر می شوم  دختر  گفت  با او نبرد  نکن او غویتر است تو را نابود میکند مرد گفت نترس من داس دارم دختر فرار کرد و نبرد این 2 نفر را دید مرد پیروز شد و ان دیو را کشت  سپس با دختر  ازدواج کرد و در همان جنگل سالها با هم به خوبی و خوشی  زندگی کردند و  اکنون 222 سال از ان زمان می گذررد...